تبليغاتX
۞ دوزخ شيرين ۞

 آفرینش راک

 

اصولا راک زماني شروع به شکل گيري کرد که جنگ جهاني دوم تمام شده بود. يعني پس از يک مدت زمان نسبتا طولاني که چيزي جز بدبختي ، آوارگي ، درماندگي و فقر در پي نداشت. زماني که انسانها بيش از هر وقت محتاج کمک بودند. کمک رواني ، کمک عاطفي و کمک روحي. در اين گير و دار موسيقي راک ظهور کرد که متفاوت از بقيه بود. نگاهي نو به قضايا داشت. حرف جديدي براي گفتن داشت. مبدا راک نيز در اروپا بود که بيشترين ضربه را از دو جنگ خورده بود ( البته وضعيت راک در آمريکا هنوز به اين شکل نبود ). پايه گذاران راک هم از بين مردم بودند. مردمي که روزگار ، چهره سياه خود را به آنان نشان داده بود. اين افراد که از دل اجتماع ستمديده بيرون آمده بودند جواناني بودند تشنه حقيقت. جواناني در جستجوي علت. جواناني در تلاش براي درک زندگي. و اين جوانان بهترين روش براي رسيدن به هدف را در استفاده از هنر يافتند. موسيقي نيز از چشم اين گروه دور نماند. اما چون اين جوانان در پي يافتن علت بودند نتوانستند با سبک قديمي همراه شوند. در نتيجه سبک جديد طرح ريزي کردند و در نتيجه تلاشهاي آنان بود که راک متولد شد. پايه گذاران راک آنرا موسيقي متفاوت مي دانستند با سازهاي متفاوت و با کلماتي متفاوت. اشعاري که در راک بکار برده ميشد کاملا جديد بود. اشعاري بسيار زيبا و خيلي هم عجيب. زيرا که بر خلاف سبکهاي ديگر موسيقي اشعار در اينجا بر يک مضمون عشق يا زيبايي و اينچنين نمي گذشت. بلکه در اينجا اجتماع بود که درباره اش گفته ميشد. فرهنگ بود که به چالش کشيده ميشد. درباره جوان و مشکلاتش صحبت بود. چيزي بود بر خلاف حرفهاي هميشگي و تکراري. و در نتيجه مردم مخصوصا جوانان به سمت موسيقي راک کشيده شدند. چونکه شور و نشاطی در آن يافته بودند که در موسيقی ديگری يافت نمی شد. چونکه در آن نگاهی نو يافتند. چونکه اصول و قواعد را زير پا گذاشت و ديدگاه نوينی ارائه کرد. چونکه متفاوت بود.

 
دست اندرکاران و دوستداران راک خود را از سنتها و آداب تکراری و خسته کننده رهايي بخشيدند و دوره ای

جديد از تاريخ بشريت را نويد دادند که در آن موسيقی بر خلاف گذشته فقط برای بيان مسائلی نظير عشق به

کار نمی رفت. بلکه موسيقی خود بدل به يک حرکت و جنبش شده بود. يک جهش ؛ از ظواهر به واقعيات و از شنيده ها به ناشنيده ها. با شروع اين جنبش بود که ديگران نيز شروع به حرکت کردند. نگاه متفاوت در همه جا و بر همه کس اثر نمود و نگرش جديد را در همه ايجاد کرد. ديگر همه مسائل به نقد گرفته می شد. از خانواده و اجتماع گرفته تا اقتصاد و سياست. از جنگ و صلح گرفته تا راست و دروغ. اين نگاه منتقدانه راک بيشترين تاثير را بر جوامع ضربه خورده از جنگ گذاشت و جايگاه راک را به عنوان يک جنبش و نه يک سبک موسيقی بيش از بيش تثبيت کرد.
اما همانطور که ذکر شد، کسانی که نسبت به ديگران علاقه بيشتری به راک پيدا کردند جوانان بودند. اين جوانان همان کودکان زمان جنگ جهانی دوم بودند. همان کودکانی که مزه بدبختی و سرگشتگی را چشيده بودند. همانهايي که از فقر و بدبختی ضربه خورده بودند. و از دولتها و حکومتها هم ناراضی بودند که چاره ای به حال آنان نمی انديشيدند. در نتيجه اولين کسانی که مجذوب راک شدند همين جوانان بودند. کما اينکه همين جوانان ، خود پايه گذاران راک بودند. شور جوانی و تلاش برای ابداع و عرضه موسيقی جديد و متفاوت نقطه عطفی را در تاريخ رقم زد. اينها همه و همه باعث شد اين دوره از تاريخ به عنوان يکی از پرباترين و پر تحرک ترين دوره ها شناخته شود

|+| نوشته شده توسط میثم در چهارشنبه نهم آذر 1384 ساعت 23:58 |